۲))از بعد اجتمایی هم(بعد از کلی فکر و مشورت و مطالعه خیلی خیلی زیاد) روزنامه نگاری رو ترجیح میدم،یه وبلاگ تازه ساختم که واسه شروع هر هفته یه بار مطلب مینویسم،تو زندگی شخصیم تا حالا به هر چی خواستم رسیدم،اما همیشه دوست داشتم تو تحولات اجتمایی جامعه ام تاثیر گذار باشم،یه کاری بکنم که احساس زندگی و زنده بودن هر لحظه برام تکرار بشه،هر چند مطمئنم باید بابتش هزینه بدم،اما اینجوری راضی ترم تا اینکه مثل سیب زمینی فقط نظاره گر بلاهایی باشم که سرمون میاد و میارن!!
۳))تو این تغیرات چند نفر خیلی منو کمک کردن و یه نفر منو خیلی تحمل کرد:اول از همه ملودی که همیشه همراهم بود و تو سخت ترین شرایط تنهام نذاشت،هر چند منو اونو یه اتفاق ساده کنار هم گذاشت اما این اتفاق قشنگ ترین اتفاق عمرم بود،به خاطر همه چیز مخصوصا تواناییش برای تحمل من ازش خیلی خیلی ممنونم.
خانم دکتر رضوی،که به معنای واقعی کلمه یه انسانه،کم حرف میزنن اما حرفاشون دقیق و حساب شده اس و مهمتر اینکه همیشه حرف تازهای واسه گفتن دارن.
دکتر هادوی که هر چی از بزرگی روح این انسان بگم کم گفتم،هر جا واقعا بریدم و کم آوردم دستمو گرفتن و راهو به من نشون داد.
مهدی مبارکی،حمید نادری، پیمان شریفی،وحید ذوالنوریان وخانم سیرانوش موسوی (که امیدوارم هر جا هستن موفق باشن) که هر کدوم یکی از آدمای بزرگ و تاثیر گذار این مملکت خواهند شد.حتی اگه خودشون با شکسته نفسی اینو قبول نداشته باشن!
آیدا رفیق همیشه ام(بهترین رفیقم)مهتاب(دوست داشتنی و یک رو) یوسف(فهمیده ساکت)هادی(خنده روی مهربان)مهدی(طناز بی بدیل)و....
به همه اینا مدیونم.امیدوارم مث همیشه حضورشون رو از من دریغ نکنن.
به زودی آدرس وبلاگ جدیدمو اینجا میذارم.بی صبرانه منتظر نقد و نظراتتون هستم. یا علی!



